عطا ملك جوينى
197
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
الّا خداشناسى حاصل نشود ، و اين دو قسم است و او بابطال قسم دوّم مشغول شده است و مىگويد مذهب ايشان باطل كردم و نه چنين است چه مذهب جمهور اهل عالم اينست كه وجود خرد مجرّد كافى نيست استعمال « 1 » خرد بر وجهى مخصوص شرطست و تعليم و هدايت معين است بعضى خردمندان را ، و بعضى را با آن حاجت نباشد « 2 » هرچند اگر باشد مانع نباشد ، پس معلوم شد كه او ابطال « 3 » مذهب جمهور را تعرّض « 4 » نرسانيده است ، و نيز موقوف گردانيدن تعليم بر شخصى معيّن محتاج دليل باشد و دليل او مجرّد قول اوست كه مىگويد چون اثبات تعليم كردم و غير من قايلى نيست « 5 » بتعليم پس تعيين « 6 » معلّم بقول من باشد ، و اين سخن « 7 » ظاهر الفسادست و بمثابت آنست كه كسى گويد من مىگويم امام فلانكس است و برهان برين آنست كه اين سخن من مىگويم ، اگر گويد اجماع حقّ است پس اگر قول من صحيح نباشد « 8 » و قول ديگران باطل كردهام پس امّت « 9 » بر باطل مجتمع شده باشند جوابش اينست كه اجماع بنزديك جمهور حقّ است بسبب قرآن و خبر و بنزديك تو نه چنين است پس بناى مذهب تو بر اجماع بنابر قول خصم تو باشد و ترا مفيد نباشد ، و او را بيرون اين هيچ حجّت ديگر نيست بر تعيين امام ، آنچ « 10 » گفته
--> ( 1 ) كذا فى اربع نسخ ، باقى نسخ : اشتغال ، يا : اشغال ، ( 2 ) كذا فى د ى ، آ ج ز ح : باشد ، ( 3 ) كذا فى د ح س ، باقى نسخ : بطالت ، يا : بطالب ، ( 4 ) كذا فى ح ط س ، باقى نسخ : بر تعرض ، يا : بر تعريض ، يا : بتعريض ، يا : بعوض ، ( 5 ) كذا فى خمس نسخ ، باقى نسخ : هست ، يا : است ، ( 6 ) تنقيط قياسى از روى ح : تعيين ؟ ؟ ؟ ( - تعيين ) ، باقى نسخ : تعين ، يا : تغير ، يا : تغيير ، ( 7 ) كذا فى ح ك ل س با تنقيط كامل يا ناقص ، باقى نسخ : شخص ، ( 8 ) كذا فى د ، باقى نسخ : باشد ، ( 9 ) كذا فى ز ط س ، ج ى م : امّت من ، آ د : ( بس ) است ، ح : اينست ، ( 10 ) فقط س : و آنچ ،